ثبت نام

امکان عضویت غیر فعال است

شهید مهدی چاووشی را بشناسید

OLYMPUS DIGITAL CAMERA

در گرماگرم سالهای میانی دفاع مقدس و درچهارمین روز از ماه آخر پاییز سال ۱۳۶۳ پاسدار وظیفه سید مهدی چاوشی فرزند ترک زبان شهر سراب آذربایجان با زبان روزه با همرزمان خویش در پادگان شهید باکری واقع در شمال شهر دزفول وداع نمود تا بسوی جبهه های حق علیه باطل بشتابد.
.
.
زمانیکه به محل واحد تخریب می رسد  کانتینر حاوی مهمات به ناگاه منفجر می گردد و پیکر وی به قطعات بیشماری در بیابان اطراف پراکنده می شود و تعدادی از همرزمان وی مجروح می گردند بدنبال این حادثه در پادگان ولولهای برپا می شود و با انتقال مجروحین به مراکز درمانی دزفول همرزمان وی اقدام به جمع آوری قطعات متلاشی شده شهید سید مهدی می نمایند و چندین قطعه از جسم مطهر شهید را طی تشریفاتی خاص به شهر سراب منتقل و طی مراسمی تشییع و به خاک می سپارند  و پس از آن در پادگان شهید باکری محل شهادت این شهید یادمانی  قرار می گیرد .
.
.
هنوز مراسم چهلم شهید در شهر سراب منعقد نشده بود که قطعات دیگری از پیکر شهید که در تفحص قبلی از چشم دوستانش پنهان مانده بود پیدا و در گلزار شهدای شهید آباد دزفول در قطعه شماره ی ۲ در جوار گنجینه دست و پاهای شهدای حملات ددمنشانه موشکی بعثیان عراقی غریبانه دفن گردد و در سالهای بعد از دفاع مقدس مکانی برای زیارت کاروانهای راهیان نور استان آذربایجان شرقی قرار می گیرد .
.
.
در سال ۱۳۸۴ قطعه سنگی بسیار کوچک برروی مزار این شهید نصب که اطلاع چندانی در خصوص شهید برروی آن حکاکی نشده بود تا  اینکه در زمستان سال ۱۳۹۱ به همت  رزمنده جانباز حاج رضا جوهری فر ، منوچهر مهدی پور و نیز مساعدت وهمکاری حاج عظیم بهروز فر و آقای سبزآبی و برادران سید محمد و سید احمد صادقی مزار این شهید در دزفول که بصورت واقعی در دو مکان(دزفول و سراب)  مدفون میباشد باز سازی گردید که در ایام نوروز ۱۳۹۲ با حضور بیش از ۳۵۰ تن از مردم شهرستان سراب مراسم خاصی جهت ایشان برگزار گردید . یاد و نامش گرامی باد .
.
.

فرازهایی از وصیت نامه شهید بزرگوار

 

« ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین »


بار الها ! قیامت نزدیک است و من ، گنهکار و بی چیز و دست خالی. خداوندا ! این چند روز عمر مرا بابرکت گردان و خدمتم را ، خدمت به دین اسلام قرار ده
خداوندا ! خوش دارم ، که همچون امام حسین(ع) سر از تنم جدا باشد و این منتهای آرزوی من است عزیزان ، بعد از چند شب عملیاتی گسترده صورت خواهد گرفت و ما نیز به لطف خدا در این عملیات شرکت خواهیم کرد .

سخن گفتن دراین دقایق آخرین برایم دشوار است. هیچ واهمه ای در وجودم نیست . مرگ برای اهل تشیع یک نوع زندگیست ، انقلاب ما به مردم چیزهای زیادی آموخته و از خون این مردم سیراب شده است

 

 در پایان چند مورد را به عنوان تذکر  برایتان عرض میکنم  ؛
.

۱ :   بنده طبق مسئولیت شرعی ، در راه خدا و پاسداری از انقلاب ، به جبهه اعزام شدم و این حرکت را برای خود یک  فریضه میدانم .

۲ :  تا جان در بدن دارید،هیچگاه دژ مستحکم روحانیت رارها نکنید.

۳ :  ای مردم ، از ولایت فقیه که همان ولایت خداست ، حمایت و پشتیبانی کنید .

۴ :  ای مسئولان  شهر سراب ، از شما می خواهم که وحدت کلمه را حفظ کنید و از تفرقه و ریاست طلبی دوری نمایید .

۵ :  دوستان و برادران عزیز هیچگاه جنگ را فراموش نکنید زیرا به گفته ی  حضرت امام(ره) :« جنگ یک مساله اصلی است »

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.